یک روز برای شما اتفاقی می­ افتد، یا شاهد اتفاقاتی هستید، یا ماجرایی را از کسی شنیده اید. به محض اینکه مادر یا دوست­تان را می­ بینید همان اتفاق را برای مادر یا دوست­تان تعریف می­ کنید.

اگر شما نویسنده باشید آن اتفاق را برای یک کاغذ سفید تعریف می ­کنید; یعنی همان طور که برای مادرتان تعریف می­ کنید، همانطور نیز  آن را روی کاغذ می­ نویسید. پس نوشتن نیز به اندازه حرف زدن ساده است. اگر دقت داشته باشیم، می بینیم  آنهایی که خوب حرف می ­زنند خوب هم می­ توانند بنویسند؛ به شرط آن که بدانند نوشتن نیز مثل حرف زدن ساده است.

در حالی که خیلی­ ها نوشتن را یک عمل سخت می­ دانند و حتی در کلاس درس بیشتر بچه­ ها ترجیح می­ دهند همه چیز را به طور شفاهی بگویند. گاهی نیز از نوشتن هراس دارند. در مورد نوشتن نامه­ های اداری یا تقاضانامه­ ها هم وضع به همین منوال است تا جایی که خیلی­ ها به خاطر نوشتن آنها از تقاضای­شان صرف نظر می­ کنند.

خیلی ها وقتی می خواهند در مورد یک چیز بنویسند مدت زیادی فکر می­ کنند که از کجا شروع کنند، درحالی که اگر بخواهند در مورد همان چیز حرف بزنند بدون اینکه فکر کنند شروع به صحبت می­ کنند و ممکن است حرف زدنشان ساعت ها طول بکشد.

وقتی از  یک  دانش­ آموز  می خواهیم درباره اتفاقاتی که در یک روز برایش پیش آمده است ؛ بنویسد، این کار را خیلی مشکل می­ داند، در حالی که همین فرد به محض اینکه مادرش را می بیند همه ماجرا  را بی کم و کاست تعریف می­ کند.  شاید یکی از دلایل که باعث شده است حرف زدن آسان تر از نوشتن تلقی شود، تمرین و تکرار آن است. ما از زمان بچگی هر روز حرف می زنیم و به نوعی حرف زدن را تکرار می­ کنیم، اما کمتر پیش میآید که بنویسیم و نوشتن را تمرین کنیم. پس تمرین و تکرار یکی از عوامل مهم پیشرفت است.

اگر نوشتن را به اندازه حرف زدن تمرین کنیم، در نوشتن نیز موفق خواهیم بود. البته این کلمه را نیز  باید گفت که نوع حرف زدن­ ها  باهم متفاوت است . مثلاً فرض کنید که دو نفر طنزی را تعریف می کنند. نفر اول طوری تعریف می کند که هیچ کس خنده اش نمی­ گیرد اما نفر دوم طوری تعریف می­ کند که همه از خنده روده بر می­ شوند. یا فرض کنید که ماجرایی را دو نفر تعریف می­ کنند. اولی طوری تعریف می­ کند که هیچ کس تحت تأثیر قرار نمی­ گیرد، اما نفر دوم طوری تعریف می­ کند که همه تحت تأثیر قرار می گیرند؛ پس همانطور که نحوه تعریف کردن­ ها متفاوت است، نوع نوشتن­ ها هم متفاوت است. ممکن است دو نفر ماجرایی را بنویسند. یکی به نکات ریز  و حساس آن ماجرا دقت کند و  آن را با شاخ  و  برگ و آب و تاب بنویسد، اما دیگری همان ماجرا  را آن قدر کمرنگ و بی روح بنویسد که خواننده هیچ رغبتی به خواندن آن پیدا نکند.

حال که فهمیدید نوشتن مثل گفتن است می­ توانید ماجرایی را برای کسی تعریف کنید، بعد همانطور   آن ماجرا را روی کاغذ بیاورید و در نهایت آنرا با صدای بلند برای خودتان بخوانید. در واقع شما با اینکار جرأت نوشتن را در خودتان بالا می­ برید. البته باید گفت زبان نوشتاری با زبان گفتاری تفاوت­ هایی دارد که شما موقع نوشتن باید این تفاوت­ ها را در نظر داشته باشید. مثلاً یک فرد تهرانی را فرض کنید که موقع تمرین کردن می­ گوید: (( هیش کدوم از بچه­ های کلاسمون نیومده بودن به جز من و دوسم که مبصر کلاس بود مث این که هیش کی نمی دونس روز امتحان ریاضیه؟! بعدش هم فهمیدم که مبصر کلاس یادش رفته روز امتحان رو به بچه هامون اعلام کند….))

اگر یک فرد تهرانی بخواهد این­گونه بنویسد اولاً بچه­ های شهرستان­ های دیگر موقع خواندن آنها با مشکل مواجه می­ شوند، چون ممکن است آنها با این لهجه آشنا نباشند و خواندن این جمله­ ها برایشان سخت باشد. ثانیاً اگر یکی بخواهد همین مثال را به زبان دیگری ترجمه کند باز ممکن است مترجم به دلیل ناآشنایی با این لهجه با مشکلاتی مواجه شود. پس برای نوشتن باید زبانی را انتخاب کنیم که زبان مشخص و رسمی کشورمان باشد و لهجه را از نوشته مان حذف کنیم. مثلاً در مثال بالا کلمات به دلیل وجود لهجه شکسته شده اند، مثل: کلاسمون، هیش کدوم، ریاضیه، و دوسم،و ….

اگر بخواهیم همین متن را به زبان نوشتاری بنویسیم باید کلمات شکسته را کامل کنیم. در آن صورت مثال بالا اینگونه به زبان نوشتاری تبدیل می­ شود.

((هیچ کدام از بچه­ های کلاسمان نیامده بودند به جز من و دوستم که مبصر کلاس بود. مثل این که هیچکدام از آنها نمی­ دانستند که روز امتحان ریاضی است بعد هم فهمیدیم مبصر کلاس یادش رفته است روز امتحان را به بچه­ های کلاسمان اعلام کند.))

البته ناگفته نماند که نویسنده، گفتگوهایی را که در داستان ارائه می­ دهد می­ تواند به زبان گفتاری، همراه با لحن و لهجه افراد بنویسید.

مورد دیگری که در زبان نوشتاری باید رعایت شود این است که موقع حرف زدن ممکن است از جمله­ های اضافه یا تکراری استفاده شود، اما وقتی متن یا ماجرایی نوشته می­ شود بعد از نوشتن باید آنرا ویرایش کنیم  و جمله­ های  اضافی آن  را که در روند ماجرا و زیبایی آن تأثیری ندارند، حذف کنیم.

در زبان نوشتاری باید از ترکیب درست جمله­ سازی پیروی کرد، مگر آنکه برای زیبایی و آهنگین کردن یا برای تأکید، ترکیب جمله به هم ریخته شود که آن هم باید با کل نوشته هماهنگ باشد.

پس تفاوت­ های زبان نوشتاری و زبان گفتاری به شرح زیر است:

زبان گفتاری همراه با لهجه و لحن است، اما در زبان نوشتاری لهجه حذف و از  زبان معیار  رسمی کشور استفاده می­ شود.

در زبان گفتاری ممکن است از  کلمه و جمله­ های اضافه استفاده شود؛  اما در زبان نوشتاری، جمله­ هایی که در روند موضوع تأثیری ندارند حذف می­ شود.

در زبان گفتاری ممکن است که جای فعل در جمله عوض شود، مثل (( شستی ظرف­ ها را؟!)) اما در زبان نوشتاری، جمله باید از ترکیب درست پیروی کند، مثل ((ظرف­ ها را شستی؟!)).

(چگونه داستان بنویسیم، صدیقه اسماعیل‌لو، تهران، انتشارات نگاه، ۱۳۹۶، صفحه­ های ۱۶ و ۱۷)
گردآوری از مه سیما نعمتی

1 دیدگاهبستن دیدگاه‌ ها

1 دیدگاه

  • Nateghi
    ارسال شده 30 آگوست 2021 در 7:42 ب.ظ 0لایک ها

    سلام خسته نباشید
    مقاله هاتون واقعا موثر و کمک کننده است و همچنین باعث شدید ترغیب بشم کتابی که منبعتون بود رو بخرم 😁👌

ارسال دیدگاه