تقویت مهارت های نوشتن تنها برای این که قرار است یک نویسنده کتاب شوید نیست چرا که امروزه، با یک متن قوی می توان بسیاری از کار ها و درخواست های کاری را راحت تر پیش برد. برای بهتر نوشتن انشا یا داستان باید به بعضی چیزها توجه و دقت زیادی کرد. مهارت های بهتر نوشتن عبارتند از: طبقه بندی موضوع، کوچکتر کردن موضوع، بندهای بدنه، بند مقدمه و بند نتیجه، هر چه بیشتر بخوانیم و بهتر بنویسیم، نگاه کنیم و بنویسیم، گوش بدهیم و بنویسیم، با سنجش و مقایسه آسان تر بنویسم و با جانشین سازی راحت تر بنویسیم. دگرگون ببینیم و گوناگون بنویسیم و در نهایت افکارمان را به نگارش درآوریم. در ادامه چند مهارت بهتر نوشتن توضیح داده خواهد شد.

درست نویسی

یکی از مهارت های بهتر نوشتن درست نویسی است. درست نویسی این موارد را شامل می شود: آشنایی با کاربرد درست واژگان در نوشتن معیار، آشنایی و آموزش هنجارهای نوشتن در زبان فارسی معیار ، تقویت مهارت در درست نویسی کلمات و ترکیبات، کسب مهارت و تـوانـایی استفاده از  زبـان معیـار  و بهـره گیـری از تـوانـایی های زبان مادری، کسب مهارت در کاربرد صحیح کلمات در مناسبات اجتماعی و مکاتبات، کسب مهارت درکاربرد صحیح قواعد دستوری برای درست سخن گفتن و درست نوشتن به زبان فارسی معیار، پرورش شناخت ساختار  زبان معیار، آشنایی با دستور خط فارسی و آموزش هنجارهای نوشتن در زبان فارسی معیار  و در نهایت می توان گفت: درست نویسی مهارت های زبانی را رشد می دهد و ما را در تولید جمله های صحیح در گفتار  و نوشتار  توانمند می سازد.

تصویر نویسی

تصویرخوانی و سواد دیداری یکی از مهارت های مهم انسان و به معنای فهمیدن و درک جهان تصویر است. این مهارت و توانایی با عمل خوب دیدن، پرورش می یابد. ضمن این که پیوند میان تجربیات بینایی و سایر حواس، ذخیره های ذهنی فرد را در خوانش اثر و درک معنای تصویر، غنی تر می سازد و ذهن و زبان را برای آفرینش آماده می کند. در بخش تصویر خوانی می توان از روش های مختلفی استفاده کرد. روشی مناسب جهت تقویت گام های نخستین تصویرخوانی: ١ــ مدتی به تصویر خیره شوید و بگذارید قویترین حسی که در آنها برانگیخته می شوید، به درونتان رخنه کند. ٢ــ برای چند لحظه نگاهتان را از تصویر بردارید. ٣ــ دوباره به تصویر نگاه کنید و بگذارید چشمتان بدون هیچ کنترلی تمام تصویر را واکاوی کند. ۴ــ وقتی متوجه شدید یک حس قوی و یک برداشت غالب در  آن ها پدیدار شد و به درک درستی از تصویر رسیدید، این احساس را در قالب کلمات در آورید. ۵ــ اگر برای شما چنین حس و برداشتی پیش نیامد، آن وقت از خود بپرسید: «اولین چیزی که در این تصویر به چشم می خورد چیست؟ یا چه چیز مهمی در این تصویر  وجود دارد؟» ۶- نباید سعی کنید حتماً طبق قاعده در پی درک معنایی عمیق باشید. ٧ــ  نبایـد تلاش کنید مصادیـق مشابه دیگران را بـیابید؛ چرا که تصویرخوانی مقدمه ای است برای ابراز نقطه نظرات شخصی و بیان احساسات درونی که به هیچوجه نباید تحت تأثیر نظرات دیگران قرار گیرد. ٨  ــ برای تصویرخوانی شما باید کمی صبور باشید و بگذارید بدون پیشداوری تفسیری که می خواهید در ذهنتان نقش ببندد، به خوبی تکامل یابد؛ زیرا مغز انسان به ندرت در یک حالت باقی می ماند. ٩ــ واژگان کم کم به ذهن ما سرازیر می شوند. این واژگان را روی کاغذ بنویسید. ١٠ــ در مرحله نهایی یک بار دیگر نگاهی کلی نگر به تصویر داشته باشید و پس از  آن شروع به نوشتن کنید. ( نوشتن خلاق، گابریله ال. ریکو) می توان برای تصویرنویسی تنها از یک یا چند مرحله از این روش استفاده کرد. به عنوان نمونه می توانیم از تغییر و بزرگنمایی و حذف یا کوچک کردن استفاده کنیم. به تصویر با دقت نگاه کنید. درباره راه های تقویت یا بزرگنمایی بخش هایی از تصویر بیندیشید. تقویت یا بزرگنمایی بخش هایی از تصویر می تواند ارزش درک آن را بالا ببرد یا این بینش را به ما بدهد که چه اجزایی در یک تصویر مهمتر است. با توجه به تصویر، سؤالات کمکی بنویسید. نمونه هایی از سؤالات کمکی: ــ چه بخشی را می توان تقویت یا برجسته تر کرد؟ ــ چه بخشی را می توان بزرگنمایی کرد یا آن را اغراق آمیز بیان کرد؟ ــ چه بخشی را می توان بالاتر، بزرگتر یا قویتر کرد؟ ــ آیا می توان بسامد و تکرار آن را افزایش داد؟ــ آیا می توان ویژگی های بیشتری به آن اضافه کرد یا به طریقی به ارزش آن افزود؟ در مرحله بعد از «حذف یا کوچک کردن» بهره بگیرید. در مرحله حذف یا کوچک کردن: به این فکر کنید که اگر بخش هایی از اندیشه را حذف می کردید، چه اتفاقی می افتاد. ساده سازی کنید و اجزا را کاهش داده، حذف کنید. با توجه به تصویر، سؤالات کمکی بنویسید. نمونه هایی از سؤالات کمکی: ــ چگونه می توانم آن را ساده کنم؟ ــ چه بخش هایی را می توان حذف کرد و مطلبی راجع به آن بیان نکرد؟ ــ چه چیزهایی غیر حیاتی و غیر ضروری است؟ ــ کدام یک از ویژگی های تصویر را می توان نادیده انگاشت یا حذف کرد؟ ــ آیا می توان آن را به بخش های مختلفی تقسیم کرد؟ آیا می توان تصویر  را فشرده یا کوچکتر کرد؟ بعد از پاسخ گویی به این سؤالات، انشایی را با نگاهی نو می نویسیم.

 

تصویرنویسی: اگر فرایند تصویرنویسی را پی بگیریم، می بینیم که تصویرنویسی گام هایی را با ویژگی های زیر، پیموده است: ــ آموزش از بیرون به درون و از عین به ذهن ــ حرکت از ساده به دشوار ــ حرکت از حس دیداری به خیال ــ حرکت از تصویربینی به تصویرسازی. در این مرحله از توصیف تصاویر فراتر می رویم و به تخیلی که تصویر در ذهن ایجاد می کند که باید در قالب نوشته نمایان شود می رسیم به طوری که دریافت ها و استنباط شخصی خود را بدون هیچگونه محدودیتی بیان کنیم. به طور کلی در مورد تصویر نویسی می توان گفت: تصویر نویسی یعنی نوشتن در باره اجزا و عناصر  دیداری در تصویر و دقت در نگاره و بررسی و خوانش و درک عناصر دیداری. در حقیقت هر تصویر ، بهانه نیکویی برای نوشتن است و آنچه در این کار ارزش دارد چگونگی بیان و درک و تفسیر ما از تصویر  و قدرت پرورش موضوع است.

حکایت نگاری

در کتاب«اصول بازنویسی» از زبان مهدی آذر یزدی می خوانیم: وقتی در سال های ۱۳۳۰ جریان ادبیات کودک بنا به دلیل تلاش علاقمندان سرعت بیشتری گرفت، این حوزه به شدت با کمبود کتاب های خواندنی برای کودک رو به رو بود. مهدی آذریزدی با اشاره به بازنویسی «قصه های کلیله و دمنه» منتشر شده در سال ۱۳۳۶، می نویسد:«آن روزها که کار گردآوری قصه های ایرانی را به زبان امروز برای بچه ها شروع کردم، در  زمینه خواندنی های کودکان کتاب کم بود و به تدریج فراوان شد. بخش ادبیات مکتوب نام چالشگرانی چون مهدی آذر یزدی، احسان یارشاطر، زهراکیا را به یاد سپرده است. آثار این نویسندگان اغلب الگوی بازنویسی های آیندگان شد. همچنین با بـررسی متـن و مقدمـه این بـازنویسی ها به شیوه های مختلف بازنـویسی، می توان پـی بـرد. حکایت نگاری: یکی از اهداف این فعالیت، توانایی برقراری ارتباط مستقیم با متون برای پرورش مهارت نوشتن است. زیرا خوب خواندن، کلید خوب نوشتن است. حکایت نگاری، افزون بر این که تمرین ساده نویسی را فراهم می سازد، مجالی است برای تقویت کتاب خوانی، علاقه به کتاب و برانگیختن شوق مطالعه و پرورش روحیه اصلی آن، بازخوانی و گسترش معانی و مفاهیم موجود در یک حکایت با حفظ پیکره آن. حکایت ها در این بخش، به واقع، بهانه هایی برای تمرین و از گام های مهم دستورزی در نوشتن و ساده نوشتن است.

در بازنویسی حکایت باید…

  • پیام های اصیل و اندیشه های ارزشمند حفظ شود.
  • اصول کلی نگارش زبان و اصول مهم ساده نویسی  رعایت شود.
  • محتوا و پیام اثر به درستی درک شده باشد تا بتواند جانی تازه به آثار کهن ببخشد.
  • در نقل محتوا و پیام، امانت رعایت گردد.

شایسته است بازنویسی متون را از میان آثار ارزشمند انتخاب کنیم. ادبیات کهن، منابع بسیار مهم و جذابی برای بازنویسی به شمار می روند. آثار  زیر  برای آشنایی بیشتر  با نمونه هایی از بازنویسی معرفی می شود:

  • داستان های دل انگیز در ادب فارسی، دکتر زهرا خانلری
  • فیل در خانه تاریک (بازنویسی یکی از داستان های مثنوی)، ناصر ایرانی
  • قصه های خوب برای بچه های خوب، مهدی آذر یزدی

نکات مهم در بازنویسی حکایت به زبان ساده

بازنویسی یکی از راه های مناسب برای دست ورزی و رسیدن به مهارت در  نوشتن است که به موارد آن اشاره می گردد.

  • ساده کردن متون کهن
  • تمرین مناسب و مؤثر  برای تقویت جرأت در نوشتن و دیدن، زمان، مکان، محتوا  و…( ــ آشنایی با عناصر روایت ) شخص، زاویه دید.
  • حفظ درونمایه و محتوای متون کهن و آشنایی با آنها.
  • برقراری پیوند بین فرهنگ و زبان دیرین خود و فرهنگ و زبان امروزی.
  • پروراندن مطلب به کمک توصیف صحنه ها و حالت و چهره ها و جان بخشیدن به رویدادها.
  • انتقال مفاهیم والا  و ارزشمند به نسل امروز.

در حکایت نگاری به بازنویسی حکایت به زبانی ساده می پردازیم. یکی از روش های بازنویسی حکایت بهره گیری از جدول تحلیل اجزا و عناصر حکایت است و گام های آن به شرح زیر می باشد:

 

  • گام اول درک عناصر حکایت: ابتدا باید عناصر و اجزای حکایت و همچنین مفهوم و پیام آن را به خوبی درک کنیم.
  • گام دوم تحلیل عناصر: پس از آنکه عناصر و اجزای حکایت مشخص شد، جدولی رسم می کنیم و در هر یک ستون های این جدول به تحلیل شخصیت، زمان، مکان و فضای حکایت می پردازیم.
  • گام سوم کشف روابط میان اجزای متن و یافتن اجزای پنهان: برخی از عناصر به صورت آشکار در متن دیده می شوند و باید آنها را بر اساس منطق داستان از دل حکایت بیرون آورد.
  • گام چهارم افزودن شاخ و برگ: در این مرحله، اطلاعاتی را به فراخور فضای داستان به جدول فوق اضافه می کنیم و به اصطلاح به آن شاخ و برگ می دهیم.
  • گام پنجم بازنویسی: با توجه به اطلاعات موجود در جدول باز نویسی را آغاز می کنیم.

نمونه حکایت نگاری

🐕 سگی بر لب جوی، استخوانی یافت. چندان که در دهان گرفت، عکس آن در آب بدید. پنداشت که دیگری است. به شره (طمع ) دهان باز کرد تا آن را نیز از روی آب برگیرد. آنچه در دهان بود، به باد داد.

🔰 شخصیت: گسترش شخصیت ( شخصیت حکایت را در ذهن خود تجسم می کنیم و ویژگی های آن را می نویسیم .)

🐩 سگ
سگی سفید، اندامی کوچک، کنجکاو، پرانرژی، با چشمانی درشت ….

🔰 فضا
گسترش فضا

🖼 لب جوی

تجسم خود از فضا را نیز ثبت می کنیم:
برکه ای آرام، آواز پرندگان، جیرجیرک ها، حرکت جهشی قورباغه ها و ماهی ها در آب …

زمان
چیزی در این حکایت ذکر نشده است. پس با خیالی آسوده تصور خود را از زمان وقوع حکایت می نویسیم.

🔆 تشریح زمان وقوع حکایت
یک نیم روز بهاری که آفتاب درخشان سایه خود را روی سر شاخه های درختان پهن کرده بود …..

💬 پیام
طمع بی جا موجب از دست دادن داشته ها و موقعیت های ارزشمند می گردد.

🌐 گسترش پیام
خیال بافی و طمع ورزی ممکن است موجب از دست دادن موقعیت های انسان شود.

 

🌺 حالا با بهره گیری از این عناصر به حکایت نگاری می پردازیم :

“گرگی”

گرگی تکه استخوانی خاک آلود را از زیر بوته های کنار جوی پیدا کرد. استخوان از دهانش بزرگ تر بود. به سرعت به سمت تپه های بیرون آبادی دوید. از بالای تپه شتابان فرود آمد . روی زمین خاکی چند بار غلت خورد. استخوان از دهانش به کناری افتاد. چشم های بی قرار سگ های بیکار و تنبل، که در سینه کش آفتاب لم داده بودند، از دیدن استخوان برق زد، اما تا دست و پایشان را جمع کردند گرگی استخوان به دهان از تپه سرازیر شده بود.

گرگی کنار برکه رسید. نفس نفس می زد. اطرافش را خوب پایید. حسابی تشنه بود. استخوان را با احتیاط روی زمین گذاشت. از صدای جیغ پرنده ای ترسید و از جا پرید. استخوان به دهان اطراف برکه را نگاه کرد. همیشه دستپاچگی کار دستش می داد. حالا تشنگی و گرسنگی هم به آن اضافه شده بود. حیران و سرگردان دور برکه می چرخید و تصویرش داخل برکه جابه جا می شد. جهش قورباغه ای خط نگاهش را به داخل برکه کشاند و استخوانی دیگر  را در برکه دید. از شادی دهانش باز و چشمانش بسته شد.

چند دقیقه بعد، خیس و گرسنه و تشنه کنار برکه به قورباغه ای زل زده بود. گویی سراپا دهانی گشاد شده بود که با گذشت زمان دست و پا در آورده است! قورباغه با تمام وجودش به او لبخند می زد …

در حکایت نگاری، تأکید بر باز نویسی به زبان ساده و ساده نویسی است. متن های  طنز نهفته در برخی از حکایت ها و ضرب المثل ها طراوت ویژه ای به فضای ذهن اهل زبان می بخشد و نشاطی تازه بدان می افزاید که در خلاقیت و نو آوری٬ بسیار نقشمند و اثر گذار است.

مثل نویسی

در مثل نویسی، بازآفرینی و گسترش دادن و افزودن بر شاخ و برگ اصل نوشته، مورد تأکید است و هدف از این بخش بهره گیری از تخیل، فضاسازی و تولید مضمونی نو بر پایه ضرب المثل ها است. ضرب المثل ها در افزایش توان سخنوری و قدرت نویسندگی، کارمایه و نیروی شگرفی دارند. اگرچه در ساخت برونی و ظاهر، کوته نوشته و عبارتی بیش نیستند؛ اما سرشار از معنا هستند و جهانی در پس خود دارند. به دلیل همین دو  ویژگی، بهره گیری از ضرب المثل ها را شگردی بسیار کارا و اثربخش در پویاسازی ذهن و زبان می دانیم. تاریخ و داستان برخی از ضرب المثل ها در دسترس است، اما هدف در مثل نویسی ریشه تاریخی ضرب المثل ها نیست بلکه باز آفرینی مثل و بازسازی واقعه ای که نویسنده از دریچه فضا و رویداد به آن می پردازد. ضرب المثل، سخن کوتاه، مشهور و زبانزد است که به جای شرح و توضیح اضافی می نشیند.  واژه «ضرب المثل» ترکیب عربی است به معنای مثل زدن، که در متون کهن مانند شاهنامه «داستان زدن» به کار رفته است. مثل، گاهی کوتاه است و در دو یا سه کلمه، خلاصه می شود؛ مانند (فیل و فنجان) که می فهماند دو چیز از جهت کوچکی و بزرگی با هم تناسب ندارند. این مثل در اصل  با همان دو کلمه به کار می رود. در بعضی موارد دارای ۵ کلمه بوده مثل(آب دادن فیل با فنجان)، گاهی بلند است مانند: «آفتابه و لولهنگ هر دو یک کار را می کنند.» ولی ارزش آنها وقت گرو گذاشتن معلوم می شود«؛ چون لولهنگ از سفال ساخته شده، ارزشش از آفتابه ای که از مس است، کمتر است. مثل گاه یک عبارت ساده است و گاه یک مصراع یا یک بیت شعر است: شتر در خواب بیند پنبه دانه گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه. بعضی از مثل ها حاصل پندهای دانایان یا پیشوایان مذهبی یا تجربه های زندگی مردم است. اینگونه مثل ها را حکمت می نامند. بعضی از مثل ها گفتار اشخاص نامدار تاریخی یا عادی است که به حسب کاربرد به جا و مناسب، مشهور شده است. بسیاری از مثل ها نتیجه داستانی است؛ خواه حقیقی یا افسانه ای.  بعضی از مثل ها از یک قطعه شعر معروف گرفته شده است مانند، «از ماست که بر ماست»، که برگرفته از شعر معروف ناصر خسرو است.

درست به کار بردن مثل هم یک مهارت است. اگر در جای نامناسب گفته شود یا با موضوعی که در میان است، مطابق نباشد؛ ممکن است صورت «متلک» به خود گیرد. در مثل نویسی، میدان ذهن برای خلق معنا و خوانش های تازه باز است و هر کسی می تواند به فراخور توانایی های ادراکی خود دست به بازآفرینی بزند و با بهانه قراردادن مثل ها به شاخ و برگ سخن بیفزاید. بازآفرینی درفرهنگ معین به معنای «دوباره آفریدن چیزی» آورده شده است. آثار باز آفرینی شده به آثاری می گویند که با الهام از متون کهن، دوباره از سوی نویسنده ای دیگر باز تولید و خلق می شود. در باز آفرینی می توان با افزودن شاخ و برگ به اصل موضوع در محتوا و مفهوم دخل و تصرف کرد و اثری جدید خلق کرد که با اثر اولیه متفاوت باشد. یکی از تأثیرات مهم و اساسی بازنویسی، جلوگیری از انقطاع فرهنگی نسل هاست که می تواندپل رابطی باشد بین فرهنگ کهن و فرهنگ امروز یک ملت.

تفاوت بازنویسی با باز آفرینی: بازنویسی مثل تعمیرات جزئی یک ساختمان و تغییر نمای ظاهری آن است. نوعی دوباره نویسی به قصد ساده سازی و امروزی کردن زبان آن متن است. در بازنویسی از تخیل و خلاقیت استفاده نمی شود؛ بلکه وفاداری به اصل نوشته مهم است؛ اما باز آفرینی، تغییرات  ساختمان و کیفیت چارچوب یک ساختمان است که چه بسا نقشه کلی در پیکره و طرح و نقشه خالقیت و میدان تخیل است که باعث می شود خلق اثر اولیه به هم بخورد. بازآفرینی عرصه تازه ای می شود. در بازنویسی، مضمون متن قدیم حفظ می شود؛ تغییرات در جابه جایی حوادث و الفاظ و ترکیب ها انجام می گیرد. اصول زبان فارسی حفظ و از شکسته نویسی پرهیز می شود. در حکایت نگاری، گسترش به قصد بازنویسی انجام می شود؛ ولی در مثل نویسی، گسترش نوشته با هدف بازآفرینی و رسیدن به تولید جدید صورت می گیرد. به بیان دیگر، از نظر سطح دشواری و از منظر ارزش گذاری، مثل نویسی ارزش بیشتری دارد؛ چون با آفرینش و خالقیت همراه است؛ اما حکایت نگاری بیشتر بر تقلید و حفظ همان چارچوب اصلی استوار است.

در مثل نویسی، باز آفرینی و گسترش دادن و افزودن شاخ و برگ به اصل نوشته٬ مورد تأکید است. حکایت و ضرب المثل در بارورسازی ذهن و زبان و پرورش حافظه و تقویت خوب سخن گفتن و زیبا نوشتن بسیار مؤثر است.

مثل ها را می توان به روش های گوناگونی گسترش داد. برای شکستن ذهنیت های پیشین و ورود به عرصه های نوین، راهکارهای متعددی ابداع گردیده است که متداول ترین آنها تفکر موازی است.

در این شیوه روش معمول تفکر را همانند حفر گودالی توصیف می کنند که با افزایش اطلاعات فرد، گودال عمیق تر می شود، در نتیجه از دیدن جاهای دیگر برای حفر کردن باز می ماند. در حالی که تفکر موازی نگاه فرد را به نقاط جدید معطوف می سازد و اطلاعات و تجربه های جدید، صرفاً به اندیشه های قبلی افزوده نمی شود، بلکه آنها را تغییر می دهد و الگو و ساختار جدیدی را ایجاد می کند.

💠  برای نمونه مثل ” اگر با ماه نشینی ماه شوی، با دیگ نشینی سیاه شوی ”  با بهره گیری از تفکر موازی باز آفرینی گردیده است:

 

ماه رویان و دیو خویان

در دوره ای به نام ماهانیان، در زمان های خیلی دور و در دهی بسیار دورتر مردمی می زیستند. روستای آنان از یک سو به کوهستان و از سوی دیگر به دره ای مخوف مشرف بود.

مردمی که در سمت کوهستان می زیستتد به ” ماه رویان” شهرت یافتتد و گروهی که در سمت دره خانه داشتتد به دیگ خویان معروف شدند.

ماه رویان را از آن روی به این نام می خواندند که خلق و خوی نیک و همچون ماه ایشان بر چهره هایشان موثر واقع گردیده بود و همگی خوش رو، خوش مشرب و خوش گفتار شده بودند و خلاصه آنچه خوبان همه دارند یکجا در آنان جمع شده بود.

در سوی دیگر ده گروهی دیو سیرت و دیو سیما می زیستند. خلق و خوی آنان نیز در حد کمال بر سیمایشان اثر گذاشته بود. به این گروه ” دیو روی ” می گفتتد. با گذشت زمان نام این گروه از ” دیو روی” به ” دیگ روی ” مبدل گشت.

وقتی مسافری قصد سفر به ده ایشان را داشت، به او نصیحت می کردند که اگر با ماه نشینی ماه شوی و اگر با دیگ نشینی سیاه شوی.

در این مثل، مراد از ماه، همان ” ماه رویان” و مراد از دیگ، همانا ” دیگ رویان ” است.

 

چند قدم برای بهتر نوشتن

  • آنچه باعث حواس پرتی می شود را از خود دور کنیم.
    قبل از این که شروع به نوشتن کنید، هرگونه حواس پرتی را از ذهن خود دور کنید، موبایل خود را خاموش کنید، به اتاق آرامی بروید و برای نوشتن وقت بگذارید. افرادی که برای نوشتن وقت نمی گذارند هرگز  قادر به نوشتن نیستند.
  • به چه کسی می خواهید بنویسید.
    دریابید مخاطب شما کیست، کار آفرینان، کارمندان، مادران، نوجوانان، مردان، سالمندان، کسی که شما را دوست دارد، شخصی کاملاً متفاوت.
  • طوفان فکری برای ایده های خود ایجاد کنید.
    معمولاً تعداد زیادی از نکات و جمله هایی که به ذهن می رسد و می دانیم که می خواهیم از آن استفاده کنیم  را یادداشت کنید.
  • زیپ مغزتان را باز کنید و هرچه به ذهنتان می رسد را بنویسید.
    هرچه به ذهنتان می رسد را یادداشت کنید و اجازه دهید ذهنتان سر ریز شود تا کلمات خودشان را در نوشته تان جا دهند.
  • جملات را زیبا سازی کنید.
    می توانید آنچه را که نوشته اید اصلاح کنید تا بهتر به نظر برسد. نوشته را به آرامی بخوانید و ببینید جملاتی که نوشته اید  تا چه اندازه روان هستند و کلمات تکراری را تغییر دهید و هر جا نیاز به مکث است ویرگول بگذارید و اشتباهات را اصلاح کنید.
  • جمله را به خوبی آغاز کنید.
    اگر مقدمه و جمله آغازین خسته کننده ای داشته باشید، کسی مایل به خواندن نوشته  شما نخواهد بود.
  • ترکیب کردن جمله ها
    سعی کنید در هر جمله یک موضوع را مطرح کنید و بعد از پایان جمله سراغ موضوع بعدی بروید.
  • طول جمله ها
    این روز ها کسی حوصله خواندن متن های طولانی را ندارد بنابر این بهتر است جملات کوتاه و مختصر باشند.

منابع

برگرفته از کتاب آموزش مهارت های نوشتن – چاپ اول سال ۱۳۹۳
کتاب راهنمای نگارش هفتم و هشتم و دهم

0 دیدگاهبستن دیدگاه‌ ها

ارسال دیدگاه